با اجازه همه اهالی شهر، بله!!!
ظاهرا همه دست به دست هم داده اند به مهر، تا جوانان این میهن پدرشان در بیاید.
تازه وقتی هم کسی ازدواج می کند، می گویند:
بادا بادا
مبارک بادا
ایشالا کوفتشان باد!!

A la recherche d'une femme
ظاهرا همه دست به دست هم داده اند به مهر، تا جوانان این میهن پدرشان در بیاید.
تازه وقتی هم کسی ازدواج می کند، می گویند:
بادا بادا
مبارک بادا
ایشالا کوفتشان باد!!

برگزیده ای از کتاب "خر داغ نشان" تالیف محمد فرسوده جان

زن پژوه: الو، سلام خدا جان اگر صدام را می شنوی چند تا خواهش کوچولو داشتم. یکی اینکه اوضاع جهان خیلی قاراش میشه جوری که خر صاحبش را نمی شناسه. بی زحمت یک چکش بزن درسته بشه.
دوما اینکه می خواستم کمک کنی نیمه گمشده ام را پیدا کنم. (این پیغام را دفعه های پیش هم گذاشتم اما تا حالا ترتیب اثر ندادی)
سوم لطفا مطالبات معوقه بازنشتگان لشگری را که قبل از سال هفتاد و نه بازنشته شده اند بریز به حساب!!
دیگه عرضی ندارم غیر از تشکر.

کلان شهری مانند تهران از فشار جمعیت رو به انفجار است، کافی است به میدان انقلاب بروی تا ببینی مردم چگونه در هم می لولند.
پی نوشت: ایا طرح تامین اتیه مهر امام رضا واقعا لازم بود؟
خدایا توبُه

زن ها معیار های مختلفی دارند. بعضی ها فقط تامین شدن از نظر مالی براشون مهمه. ولی اکثریت دنبال یه پناهگاه امن و مطمئن می گردند.
راستی می تونم بپرسم منظور از پناهگاه چیه و از نظر شما زنان چه چیزی پناهگاه امن به حساب می اید؟
بله چرا فکر می کنید با عمل کردن دماغهایتان خوشگل می شوید، خواستگار پیدا می کنید، تو دل برو و جذاب می شوید.
اخر به این عضو بدن چه کار دارید که راه نفستان را بند می اورید.
بابا خوشگلی به این حرفها نیست. بررسی های علمی نشان داده سفیدی دندانها و درشتی چشمان از نظر خیلی ها نشان دهنده زیبایی است.
بازهم بگویید دماغم کوفته ای است می خواهم ان را عمل کنم!

اما نمیداند که "در جستجو" اینجا همان معنایی را دارد که در عنوان رمان معروف مارسل پروست "در جستجوی زمان از دست رفته" به کار رفته است و معنای ان کنکاش، کاوش و غرق شدن است.
در جستجوی یک زن، یعنی کنکاش روحیات یک زن. یعنی یک زن چگونه فکر می کند؟ چگونه رفتار می کند؟ چرا ناپلئون می گوید در هر حادثه ای سرنخِ زن را دنبال کن(cherche la famme)؟ و خلاصه اینکه چگونه می توان روحیات این موجودات عجیب و زیبا را تبیین کرد.
پی نوشت: راستی نمی دانم وبلاگی با عنوان در جستجوی یک مرد نیز وجود دارد یا خیر. باید در گوگل سرچ کنم.
دکتر فرهنگ می گفت (یا شاید هم این طور خیال می کنم) که امار چشم چرانی در زنان هم مثل مردان است، اما چون انها وسعت و زاویه دید بیشتری دارند نیازی ندارند سرشان را بچرخانند و مثل مردان زوم کنند. به همین دلیل هم اسم ما مردان بد در رفته است.
پی نوشت: به امید روزی که عینکی برای افزایش وسعت دید ساخته بشه!

بعد هم می ره حسابی انواع عرقیجات که بعضا هیچ احتیاجی به انها نداریم مثل عرق شاطره، عرق کاسنی و عرق بیدمشک می خره.
پی نوشت: مردان نباید هرگز میزان واقعی حقوقشان را به زنشان بگویند. چون قبل از انکه حتی فکرش را بکنند، زنه برای خرج کردنش نقشه کشیده !!


اما نمی دانم چرا هر کسی که در خیابان رد می شود به معنای واقعی کلمه داد می زند.
مردم انقدر بلند حرف می زنند، ان هم ساعت دو نصفه شب که صدایشان به خانه ما که عملا با احتساب پارکینگ در طبقه سوم قرار دارد می رسد. اصلا هم با خودشان فکر نمی کنند احیانا ممکن است کسی خواب باشد.

| بدون لوگو/ رهبران جنبش راه درخشان پرو پشت ميله هاي زندان ازدواج کردند |
|
تهران / واحد مرکزی خبر / اجتماعی 1389/05/30
رهبران چریک های جنبش راه درخشان پرو به صورت قانونی و رسمی در پشت میله های زندان ازدواج کردند. به گزارش مونیتورینگ اخبار خارجی واحد مرکزی خبر، رهبران زندان شورشیان راه درخشان که اوایل امسال برای مطالبه حق خود برای ازدواج اعتصاب غذا کرده بودند دیروز جمعه در خلال تدابیر شدید امنیتی، در زندان ازدواج کردند. َاَبیمایل گازمَن، بنیانگذار گروه راه درخشان که هفتاد و پنج سال سن دارد با شریک بیست ساله خود اِلنا ئی پَراگوئیرِ شصت و دو ساله و فرد شماره دو راه درخشان در زندان نیروی دریایی ارتش پرو ازدواج کرد. گازمن به علت تروریسم و نقض حقوق بشر هم اکنون دوران حبس ابد خود را در این زندان سپری می کند. آلفردو کرسپو، وکیل اِلِنا، بیانیه ای را که موکلش به او داده بود برای خبرنگاران خواند. النا در این بیانیه نوشت امروز ساعت شش صبح به من اطلاع داده شد که قرار است برای ازدواج با دکتر ابیمایل گازمن به زندان دیگری منتقل شوم، ازدواجی که به صورت رسمی و در سکوت برگزار شد.علاقه مندم تا از هر انکه امکان این ازدواج رسمی را فراهم کرده است، تشکر کنم. گازمن و ئی پاراگوئیر هم اکنون دوران حبس ابد خود را در زندان های متفاوتی در پایتخت پرو سپری می کنند و به گفته وکلا، انها پس از ازدواج قادرند هر سی یا شصت روز یکبار با یکدیگر ملاقات کنند. بر اساس گفته کرسپو، چندین نفر از اعضای خانواده النا در مراسم ازدواج وی حضور داشتند. این زوج زندانی در ماه اوریل اعتصاب غذا کردند اما زمانی که الن گارسیا، رئیس جمهور پرو گفت که انان حق ازدواج دارند، به این اعتصاب پایان دادند. کرسپو گفت بر اساس قانون پرو، زوج هایی که در بازداشتگاه های متفاوتی زندانی هستند می توانند یکدیگر را هر دو ماه یکبار ملاقات کنند. دکتر گازمن و همسرش النا که مائویست هستند در سال 1980 میلادی جنگی را علیه کشور پرو به راه انداختند که دوره ای از ناآرامی اجتماعی را به همراه داشت و جان شصت و نه هزار نفر را گرفت. گروه راه درخشان نیز تا حد زیادی پس از دستگیری دکتر گازمن از هم پاشید اما دو زیرمجموعه ان هنوز در پرو فعال است . |
البته این ماه چند معضل هم داره که برخی از انها به واسطه مدیریت غلط ایجاد شدند، از جمله
خوردن غذای زیاد در هنگام شب و صبح زود که درست قبل از زمان خواب هستند.
ترافیک ساعت دو بعد از ظهر و دم افطار که حسابی حال ادم رو می گیره
سومی هم که امسال گل کرده است، سریال های بی مزه تلویزیونه. صد رحمت به همان فاصله ها و زیر هشت!
پ ن: این هم عکس بی ربطی که منو یاده یک بازی کامپیوتری روی گوشی موبایل عتیقه داداشم می اندازه

در ضمن این لبخند موذیانه سارکوزی منو کشته!
پی نوشت: واقعیت اینکه که اوباما چشم چران نیست. در این عکس اون لحظه ای به این زن نگاه کرده است تا ببیند چه کسی از کنار او رده شده است. اما عکاس این فرصت طلایی را غنیمت شمرده و ان را شکار کرده است.


بچه ها جواب های مختلفی دادند از جمله داشتن اعتقادات مذهبی، مهربانی، تحصیلات، مسئولیت پذیری، تبحر در اشپزی و کدبانو بودن
اما یادم نمی ره که همه بچه ها در اولویت های اول تا سومشان زیبایی را مطرح کردند.
البته می دانستم که برای انها فقط زیبایی ظاهری ملاک نیست و طینت زیبا نیز مهم است.
پی نوشت: نمی دانم اگر استادمان همین سوال را از دخترها می کرد انها چه جوابی می دادند؟
برای خود من به شخصه هیچ چیز جای مهربانی را نمی گیرد
برای من که عشق ورزیدن به خدا به هیچ وجه قابل درک نیست. اما امیدوارم ریل های قطار زندگی ام به زنی مهربان و زیبا ختم شود.

اگر بین دو نفر علاقه وجود داشته باشه، مکالمه اول بین اون ها (مثلا)در جلسه خواستگاری طولانی ترین مکالمه زندگیشان خواهد بود.
پی نوشت: خود این جمله را نمی دانم اما عکس این جمله همیشه درسته. کسانی که علاقه ای به هم ندارم، حرفی هم برای گفتن به یکدیگر ندارند.


گاهی اوقات وقتی می روی خواستگاری دختره زیباست، دوستش داری و دوستت داره اما یک برادر عوضی داره که بیا و ببین!
بعضی وقت ها هم دو تا خواهر هستن که بزرگه زشته و کوچیکه زیباست. معلومه که ادم می خواد با کوچیکه ازدواج کنه اما خانواده دخترها می خواهند دختر بزرگشان را به تو قالب کنند.
گاهی اوقات هم بعضی غول بیابونی ها در زن گرفتن چنان شانسی می اورند
که بیا و ببین-->
تا چه حد تفاوت را تحمل می کنیم؟
منظورم تفاوت در همه ابعاد زندگی از ظاهر و قیافه افراد گرفته تا دگر اندیشی و رویکردهای متفاوتی که مردم نسبت به زندگی دارند.
ایا در جامعه ما به دین دار و بی دین، شیعه و سنی، زن و مرد ، همه به یک چشم نگاه می شود. به چشم انسان هایی که هر کدام حق زندگی و انتخاب دارند و به واسطه متفاوت بودن نباید انها را طرد کرد؟
گاهی اوقات این تفاوت ها است که باعث می شود جامعه به پیش برود و بر اثر برخورد ایده ها و مناظره ها است که واقعیت ها بر ملا می شود.

ای کاش شخصیت قدرتمندی داشتم که فقط تایید درونی برایش کافی بود.
شاید بسیاری از کارهایی که دخترها یا حتی پسرهای امروزی می کنند برای دریافت تایید یا نگاهی تحسین امیز است. برای اینکه نشان دهند هستند، مهم هستند و دیگران باید به انها توجه کنند.
ولی افسوس که هر کسی نمی تواند رتبه اول کنکور، نفر اول المپیاد یا قهرمان المپیک شود.
برادرم همیشه می گوید عشق به یک دختر، مرد را قوی می کند.
نمی دانم ایا حق با اوست یا نه؟
ولی می دانم که عشق زمینه لازم را برای یافتن ان تایید درونی که به دنبالش هستم هموار می کند.
دیگر برایت مهم نیست که همه دنیا به تو توجه کند، زیرا اکنون داشتن توجه یک نفر برایت کافی است.

اخیرا یکی از دوستان از کلمه سرلخت برای خانم هایی که موهای سرشان پوشیده نیست استفاده کرد. لخت در فرهنگ ما بار معنایی منفی دارد و ضرورت پوشاندن را می رساند. فکر نمی کنم هزاران زنی که در دنیا اعتقادی به حجاب ندارند خود را سرلخت بدانند.
شاید یکی از علت هایی که اسم خودم را از فرسوده جان به زن پژوه تغییر دادم نیز همین بود
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
می گوید عرفان بدبخت شد.
می گویم کسری، محمد و مجتبی چهارده تا سکه مهریه زنشان کردند.
می گوید انان استثناء هستند.
می گویم برایم زن بگیر؟
می گه صبر کن مادر حالا دیر نمی شه.
به انواع اعتقادات دینی اش متوسل می شوم تا از اینکه برام زن نگرفته احساس گناه کنه
تاثیری نداره با همان صبر و طمانینه همیشگی اش می ره خواستگاری.
با محاسبات من احتمالا زن گرفتن من می افته برای بعد چهل سالگی ان شائ الله!
مادر جان،جزاک الله خیرا.
البته شکی نیست که همه اینها می تواند علامت دینداری و اعتقاد فرد باشد اما خود من به این نتیجه رسیده ام که مسلمان واقعی کسی است که دیگران از دست و زبان او در امان باشند. یا به قول محمد نبی:
«المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه»بسیاری از معضلات اجتماعی ما به همین یک جمله ساده بر می گردد زیراب زنی، تهمت زدن، بدگویی کردن، غیبت کردن، ازار و اذیت همسایه، انواع ظلم به زیردستان و ... همگی از مصادیق ازار با دست و زبان است.
اما افسوس که هیچ کسی بی ازاری را نشانه دینداری نمی داند بلکه از نظر مردم ما این نشان دهنده پپه بودن، سادگی و حماقت است.
پی نوشت: باز هم اگر مردی با محاسن دیدید که اثر مهر روی پیشانی اش بود یا احیانا زنی که یک چشمی رو گرفته بود بگویید اینها مومن و با خدا هستند!

با توجه به نظرهایی که دوستان برام ارسال کردم لازم دیدم برخی مسائل را توضیح بدم:
اول انکه کسی قصد نداره حجاب را بی ارزش جلوه بده. کما اینکه در اخرین پستم به نوعی اشاره شده است که حجاب برای زنان متاهل یک ارزشه و در ضمن باعث استحکام خانواده هم می شه.
من فقط می خوام بگم با فراهم شدن زمینه شناخت بهتر برای دختر و پسر، قبل از ازدواج یا بهتر بگم قبل از عقد، انها می توانند انتخاب دقیق تری داشته باشند. شما زمانی که می خواهید لباسی را بخرید ابتدا ظاهر و رنگ ان را می پسندید بعد بررسی می کنید که ایا از جنس خوبی درست شده یا نه. خلاصه اینکه برای چیزی که می خواهید نهایتا یک سال بپوشید وسواس نشان می دهید. چطور می توان برای انتخاب همسری که قرار است یک عمر با شما زندگی کند و در غم و شادی مونس شما باشد نباید وسواس نشان داد و در اینجا دیگر ظاهر نیست که اهمیت دارد بلکه منش و شخصیت است؟
البته من هرگز منکر منش و شخصیت نمی شوم زیرا رفتار فرد بسیار مهمتر از ظاهر او است. و به قول باز هم اقای محدث خودمان: چه بسیارند دختران نه چندان زیبایی که قلبی از طلا دارند.

پی نوشت: نمی دانم گفته انا تا چه حد صحت دارد؟ ایا یهودیان در همه جای دنیا به این شیوه عمل می کنند یا فقط در ایران اینگونه است؟ اما گفته این دختر یهودی به نظر منطقی می رسد.

فروید کتابی به نام توتم و تابو دارد که در آن زندگی مردم ابتدایی را تحلیل می کند،و داستانی را برای پیدایش ادیان مطرح می کند. پریچارد این نظریه را داستان محض و «قصه پریان» می نامد. به نظر فروید، انسان ابتدایی، در رمه آغازین زندگی می کرد. این رمه تشکیل می شد از نری مسلط که پدر بود و تعدادی از ماده ها را در انحصار خود داشت. این پدر نیرومند، پسران خود را از ماده ها دور نگه می داشت. روزی این پسران متحد شده پدر مسلط را کشتند و سپس آن را خوردند. دلیل این آدم خواری به نظر فروید این بود که آنها اعتقاد داشتند با خوردن قربانی، نیرو و قدرت او را به دست می آورند. بعد از مدتی، آنها از عمل خویش پیشیمان شدند و برای جبران و کفاره عمل خویش دو ممنوعیت را ابداع کردند: یکی این که نمادی به صورت یک نوع حیوان را به جای پدر گذاشتند؛ این نماد همان «توتم» است. برادران خوردن حیوان توتمی را حرام اعلام کردند، و دیگر این که ازدواج درون گروهی را حرام کردند و با تحریم ماده های آزاد شده بر خود، از ثمرات پیروزی شان چشم پوشی کردند. فروید این پدر کشی را «نخستین جنایت تاریخ» می نامد و دین توتمی (یا توتمیسم) را نتیجه ی همین جنایت می داند. برادران، آیین توتم را از این رو ابداع کردند تا دیگر بار به عمل پدر کشی دست نیازند. دین توتمی از احساس گناه و تلاش برای پرداخت کفاره و جبران سرچشمه می گیرد. به نظر فروید، این عوامل در ریشه ی همه ی ادیان بشری قرار دارد. همه ی ادیان بعدی در واقع کوشش هایی برای حل این مسئله اند و تنها از جهت مرحله فرهنگی که این کوشش در آن صورت می گیرد و راه حل های اتخاذ شده با یکدیگر تفاوت دارند.

من نمی خواهم درباره اینکه ایا حجاب محدودیت است یا نه بحث کنم. من فقط چند سوال بسیار ساده دارم؟
اگر خداوند نمی خواست که زیبایی ظاهری (موها و اندام بدن) زن برای مرد جاذبه ای داشته باشد، اصلا چرا شهوت جنسی را در وجود مرد قرار داد؟
اگر بگوییم شهوت جنسی فقط برای بعد از ازدواج، تولید مثل و حفظ کانون خانواده است انگاه نقش این نیروی عظیم را در زندگی مجردها و به عنوان انگیزه ای برای تشکیل زندگی مشترک نادیده گرفته ایم.
اگر قرار بود فقط به زیبایی های اخلاقی و روحی زن توجه شود و زنان پیش از ازدواج کاملا خود را بپوشانند و مرد فقط از روی چهره زن و اخلاق و صفات نیکو (که ان هم باید سر جلسه خواستگاری انها را تشخیص دهد) زن را بپسندد، پس نقش شهوت جنسی در تشکیل زندگی مشترک چیست؟
ایا زن و مردی که یکدیگر را به عنوان همسر انتخاب می کنند، نباید برای یکدیگر جاذبه جنسی داشته باشند؟
مگر داشتن چهره، تفاوتی هم می کند؟
این زیبای های روحی و اخلاقی است که باید ملاک قرار بگیرند
نه زیبایی ظاهری!
در یکی از قسمت های ان، یکی از شخصیت های سریال به نام راس متوجه می شود که میمون دست اموزی که به عنوان حیوان خانگی نگه می دارد مدام از چیزهایی مانند جالباسی یا حتی پای انسان اویزان می شود یا به اصطلاح humping میکند. با جویا شدن علت در می یابد که این میمون به بلوغ جنسی رسیده و این رفتار حیوان نیز با گذر زمان تشدید می شود. به همین علت راس حیوان را به یک باغ وحش تحویل می دهد تا با جنس ماده خود در تماس باشد.
پی نوشت: ای کاش در کشور ما نیز به اندازه یک صدمی که برای این میمون مجرد ارزش قائل شدند برای جوان های مجرد ارزش قائل می شدند. اخه جوان های مجرد ما تا کی باید بالش هایشان را بغل کنند؟

پی نوشت: نمی دانم اگر پویا از دختر مورد علاقه اش رکب نخورده بود باز هم این حرف ها را می زد یا نه.
