تبليغاتX
در جستجوی یک زن

در جستجوی یک زن

A la recherche d'une femme

با اجازه همه اهالی شهر، بله!!!

هیچ دقت کرده اید که دو نفر ادم عاقل و بالغ برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک باید از چند نفر اجازه بگیرند، با چند جا هماهنگ کنند، چقدر هزینه کنند و به چند مرکز مراجعه کنند؟

ظاهرا همه دست به دست هم داده اند به مهر، تا جوانان این میهن پدرشان در بیاید.

تازه وقتی هم کسی ازدواج می کند، می گویند:

بادا بادا

مبارک بادا

ایشالا کوفتشان باد!!


+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آبان 1389ساعت 22:51  توسط زن پژوه   | 

درمانی برای جوانان بی انگیزه و افسرده

یک راه برای درمان بی انگیزگی و افسردگی در جوانان، بالاخص پسران عذب ازدواج است. کافی است ازدواج کنند تا ببینی چگونه مانند خر داغ نشان از صبح تا شب یورتمه می روند!

برگزیده ای از کتاب "خر داغ نشان" تالیف محمد فرسوده جان

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت 23:4  توسط زن پژوه   | 

خدای باغ اسمون

اپراتور:  شما با تلفن گویای شرکت خدای باغ اسمون تماس گرفته اید. لطفا برای تمجیدات کلید شماره یک، برای انتقادات کلید شماره دو، برای دعا و گرفتن حاجت کلید سه و برای دایورت شدن تماس خود به شیطان رجیم کلید چهار را فشار بدهید.

زن پژوه: الو، سلام خدا جان اگر صدام را می شنوی چند تا خواهش کوچولو داشتم. یکی اینکه اوضاع جهان خیلی قاراش میشه جوری که خر صاحبش را نمی شناسه. بی زحمت یک چکش بزن درسته بشه.

دوما اینکه می خواستم  کمک کنی نیمه گمشده ام را پیدا کنم. (این پیغام را دفعه های پیش هم گذاشتم اما تا حالا ترتیب اثر ندادی)

سوم لطفا مطالبات معوقه بازنشتگان لشگری را که قبل از سال هفتاد و نه بازنشته شده اند بریز به حساب!!

دیگه عرضی ندارم غیر از تشکر. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 23:3  توسط زن پژوه   | 

بگذاریم نسل های اینده نفس بکشند

کافی است نگاهی به اطراف خود بیندازیم تا دریابیم که بیشتر مشکلات ما ناشی از جمعیت زیاد یا تراکم بیش از حد جمعیت در یک منطقه است. الودگی هوا، الودگی صوتی، ترافیک، رقابت در هر مقطعی و برای هر چیزی از تحصیلات عالی گرفته تا یافتن کار و همسر و این روزها حتی برای زنده ماندن!

کلان شهری مانند تهران از فشار جمعیت رو به انفجار است، کافی است به میدان انقلاب بروی تا ببینی مردم چگونه در هم می لولند.

پی نوشت: ایا طرح تامین اتیه مهر امام رضا واقعا لازم بود؟


+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 1:11  توسط زن پژوه   | 

شب قدر و وبگردی!

شب قدر است اما فکر دلدار و وبگردی دست از سرم بر نمی دارد.

خدایا توبُه

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 4:55  توسط زن پژوه   | 

پناهگاه

خانمی درباره معیارهای همسر ایده ال از نظر زنان نوشته بود:

زن ها معیار های مختلفی دارند. بعضی ها فقط تامین شدن از نظر مالی براشون مهمه. ولی اکثریت دنبال یه پناهگاه امن و مطمئن می گردند.

راستی می تونم بپرسم منظور از پناهگاه چیه و از نظر شما زنان چه چیزی پناهگاه امن به حساب می اید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 20:1  توسط زن پژوه   | 

چرا دماغ؟

سوال من از خانم ها اینه که چرا دماغ؟!

بله چرا فکر می کنید با عمل کردن دماغهایتان خوشگل می شوید، خواستگار پیدا می کنید، تو دل برو و جذاب می شوید.

اخر به این عضو بدن چه کار دارید که راه نفستان را بند می اورید.

بابا خوشگلی به این حرفها نیست. بررسی های علمی نشان داده سفیدی دندانها و درشتی چشمان از نظر خیلی ها نشان دهنده زیبایی است.

بازهم بگویید دماغم کوفته ای است می خواهم ان را عمل کنم!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 19:42  توسط زن پژوه   | 

کنکاش روحیات یک زن

داداشم میگه وقتی زن بگیری دیگر وبلاگ "در جستجوی یک زن" را باید تعطیل کنی.

اما نمیداند که "در جستجو"  اینجا همان معنایی را دارد که در عنوان رمان معروف مارسل پروست "در جستجوی زمان از دست رفته" به کار رفته است و معنای ان کنکاش، کاوش و غرق شدن است.

در جستجوی یک زن، یعنی کنکاش روحیات یک زن. یعنی یک زن چگونه فکر می کند؟ چگونه رفتار می کند؟ چرا ناپلئون می گوید در هر حادثه ای سرنخِ زن را دنبال کن(cherche la famme)؟ و خلاصه اینکه چگونه می توان روحیات این موجودات عجیب و زیبا را تبیین کرد.

پی نوشت: راستی نمی دانم وبلاگی با عنوان در جستجوی یک مرد نیز وجود دارد یا خیر. باید در گوگل سرچ کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 4:18  توسط زن پژوه   | 

زنان چشم چران و مردان باکره!

نمی دانم با نام دکتر فرهنگ که توی وادی موفقیت و خانواده موفق سخنرانی می کنه، اشنایی دارید یا نه؟

دکتر فرهنگ می گفت (یا شاید هم این طور خیال می کنم) که امار چشم چرانی در زنان هم مثل مردان است، اما چون انها وسعت و زاویه دید بیشتری دارند نیازی ندارند سرشان را بچرخانند و مثل مردان زوم کنند. به همین دلیل هم اسم ما مردان بد در رفته است.

پی نوشت: به امید روزی که عینکی برای افزایش وسعت دید ساخته بشه!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 3:32  توسط زن پژوه   | 

زنان ولخرج

نمی دانم چرا برای زن ها، پول مترداف یا هم معنی خرج کردن است. اصلا در قاموس این موجودات عجیب و زیبا چیزی به اسم پس انداز برای اینده یا روز مبادا وجود ندارد. مثلا همین خواهرم. هر موقع پول از عابربانک می گیرم به من می گه پول داری به من قرض بدی؟

بعد هم می ره حسابی انواع عرقیجات که بعضا هیچ احتیاجی به انها نداریم مثل عرق شاطره، عرق کاسنی و عرق بیدمشک می خره.

پی نوشت: مردان نباید هرگز میزان واقعی حقوقشان را به زنشان بگویند. چون قبل از انکه حتی فکرش را بکنند، زنه برای خرج کردنش نقشه کشیده !!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 3:2  توسط زن پژوه   | 

مردم با فرهنگ

ساعت دو نصف شب است و از فرط گرما در رو به بالکن را باز گذاشته ام تا شاید باد خنکی بوزد چون پدرم از جمله کسانی است که عمیقا به صرفه جویی در مصرف برق معتقد و با روشن کردن کولر مخالف است.

اما نمی دانم چرا هر کسی که در خیابان رد می شود به معنای واقعی کلمه داد می زند.

مردم انقدر بلند حرف می زنند، ان هم ساعت دو نصفه شب که صدایشان به خانه ما که عملا با احتساب پارکینگ در طبقه سوم قرار دارد می رسد. اصلا هم با خودشان فکر نمی کنند احیانا ممکن است کسی خواب باشد.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 2:29  توسط زن پژوه   | 

حتی در زندان هم به فکر ازدواج باش!

بدون لوگو/ رهبران جنبش راه درخشان پرو پشت ميله هاي زندان ازدواج کردند
تهران / واحد مرکزی خبر / اجتماعی 1389/05/30 
رهبران چریک های جنبش راه درخشان پرو به صورت قانونی و رسمی در پشت میله های زندان ازدواج کردند.
به گزارش مونیتورینگ اخبار خارجی واحد مرکزی خبر، رهبران زندان شورشیان راه درخشان که اوایل امسال برای مطالبه حق خود برای ازدواج اعتصاب غذا کرده بودند دیروز جمعه در خلال تدابیر شدید امنیتی، در زندان ازدواج کردند. َاَبیمایل گازمَن، بنیانگذار گروه راه درخشان که هفتاد و پنج سال سن دارد با شریک بیست ساله خود اِلنا ئی پَراگوئیرِ شصت و دو ساله و فرد شماره دو راه درخشان در زندان نیروی دریایی ارتش پرو ازدواج کرد.

گازمن به علت تروریسم و نقض حقوق بشر هم اکنون دوران حبس ابد خود را در این زندان سپری می کند. آلفردو کرسپو، وکیل اِلِنا، بیانیه ای را که موکلش به او داده بود برای خبرنگاران خواند.

النا در این بیانیه نوشت امروز ساعت شش صبح به من اطلاع داده شد که قرار است برای ازدواج با دکتر ابیمایل گازمن به زندان دیگری منتقل شوم، ازدواجی که به صورت رسمی و در سکوت برگزار شد.علاقه مندم تا از هر انکه امکان این ازدواج رسمی را فراهم کرده است، تشکر کنم. گازمن و ئی پاراگوئیر هم اکنون دوران حبس ابد خود را در زندان های متفاوتی در پایتخت پرو سپری می کنند و به گفته وکلا، انها پس از ازدواج قادرند هر سی یا شصت روز یکبار با یکدیگر ملاقات کنند. بر اساس گفته کرسپو، چندین نفر از اعضای خانواده النا در مراسم ازدواج وی حضور داشتند. این زوج زندانی در ماه اوریل اعتصاب غذا کردند اما زمانی که الن گارسیا، رئیس جمهور پرو گفت که انان حق ازدواج دارند، به این اعتصاب پایان دادند. کرسپو گفت بر اساس قانون پرو، زوج هایی که در بازداشتگاه های متفاوتی زندانی هستند می توانند یکدیگر را هر دو ماه یکبار ملاقات کنند.

دکتر گازمن و همسرش النا که مائویست هستند در سال 1980 میلادی جنگی را علیه کشور پرو به راه انداختند که دوره ای از ناآرامی اجتماعی را به همراه داشت و جان شصت و نه هزار نفر را گرفت.

گروه راه درخشان نیز تا حد زیادی پس از دستگیری دکتر گازمن از هم پاشید اما دو زیرمجموعه ان هنوز در پرو فعال است . 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 19:36  توسط زن پژوه   | 

ماه رمضان = ماه بی رمقان

ماه رمضان از قدیم ندیم برای ما یک جور خاصی بود. تب و تاب روزه گرفتن، سحری و افطار خوردن، در اون روزهای اول جالب و حتی هیجان انگیزه. اما هر چه رو به اخر این ماه می رویم، هیجان بیشتر جای خودش را به بی رمقی و کسلی می ده.

البته این ماه چند معضل هم داره که برخی از انها به واسطه مدیریت غلط ایجاد شدند، از جمله

خوردن غذای زیاد در هنگام شب و صبح زود که درست قبل از زمان خواب هستند.

ترافیک ساعت دو بعد از ظهر و دم افطار که حسابی حال ادم رو می گیره

سومی هم که امسال گل کرده است، سریال های بی مزه تلویزیونه. صد رحمت به همان فاصله ها و زیر هشت!

پ ن: این هم عکس بی ربطی که منو یاده یک بازی کامپیوتری روی گوشی موبایل عتیقه داداشم می اندازه



+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 4:24  توسط زن پژوه   | 

اوباما جان حیا کن!

اوباما جان حیا کن  چشم چرانی را رها کن

در ضمن این لبخند موذیانه سارکوزی منو کشته!

پی نوشت: واقعیت اینکه که اوباما چشم چران نیست. در این عکس اون لحظه ای به این زن نگاه کرده است تا ببیند چه کسی از کنار او رده شده است. اما عکاس این فرصت طلایی را غنیمت شمرده و ان را شکار کرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 17:57  توسط زن پژوه   | 

ویژگی های همسر ایده ال

یادمه یک بار استاد مطهری (اشتباه نگیرید ان مطهری معروف را نمی گم!) در دانشگاه از دانشجوهای پسر پرسید که ویژگی های همسر ایده ال شما چیست؟

بچه ها جواب های مختلفی دادند از جمله  داشتن اعتقادات مذهبی، مهربانی، تحصیلات، مسئولیت پذیری، تبحر در اشپزی و کدبانو بودن

اما یادم نمی ره که همه بچه ها در اولویت های اول تا سومشان زیبایی را مطرح کردند.

البته می دانستم که برای انها فقط زیبایی ظاهری ملاک نیست و طینت زیبا نیز مهم است.

پی نوشت: نمی دانم اگر استادمان همین سوال را از دخترها می کرد انها چه جوابی می دادند؟

برای خود من به شخصه هیچ چیز جای مهربانی را نمی گیرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 17:18  توسط زن پژوه   | 

عشق فرازمینی

می گویند دختران و زنان جلوه جمال الهی هستند و بسیاری مانند محی الدین بن عربی، عشق ورزیدن به زن را مقدمه ای برای عشق ورزیدن به خدا می دانند.

برای من که عشق ورزیدن به خدا به هیچ وجه قابل درک نیست. اما امیدوارم ریل های قطار زندگی ام به زنی مهربان و زیبا ختم شود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 22:56  توسط زن پژوه   | 

تست دوست داشتن

اقای محدث زاده، دبیر دنیا دیده دوران دبیرستان ما می گفت:

اگر بین دو نفر علاقه وجود داشته باشه، مکالمه اول بین اون ها (مثلا)در جلسه خواستگاری طولانی ترین مکالمه زندگیشان خواهد بود.

پی نوشت: خود این جمله را نمی دانم اما عکس این جمله همیشه درسته. کسانی که علاقه ای به هم ندارم، حرفی هم برای گفتن به یکدیگر ندارند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 22:39  توسط زن پژوه   | 

زشت و زیبا

نمی دانم چرا هر گلی در این دنیا باید یک خاری داشته باشد.

گاهی اوقات وقتی می روی خواستگاری دختره زیباست، دوستش داری و دوستت داره اما یک برادر عوضی داره که بیا و ببین!

بعضی وقت ها هم دو تا خواهر هستن که بزرگه زشته و کوچیکه زیباست. معلومه که ادم می خواد با کوچیکه ازدواج کنه اما خانواده دخترها می خواهند دختر بزرگشان را به تو قالب کنند.

گاهی اوقات هم بعضی غول بیابونی ها در زن گرفتن چنان شانسی می اورند

که بیا و ببین-->


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 22:25  توسط زن پژوه   | 

متفاوت

تا چه حد تفاوت را تحمل می کنیم؟

منظورم تفاوت در همه ابعاد زندگی از ظاهر و قیافه افراد گرفته تا دگر اندیشی و رویکردهای متفاوتی که مردم نسبت به زندگی دارند.

ایا در جامعه ما به دین دار و بی دین، شیعه و سنی، زن و مرد ، همه به یک چشم نگاه می شود. به چشم انسان هایی که هر کدام حق زندگی و انتخاب دارند و به واسطه متفاوت بودن نباید انها را طرد کرد؟

گاهی اوقات این تفاوت ها است که باعث می شود جامعه به پیش برود و بر اثر برخورد ایده ها و مناظره ها است که واقعیت ها بر ملا می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 16:54  توسط زن پژوه   | 

عشق، اخرین تایید

همیشه در جستجوی تایید دیگران بودم. نمی دانم ارزشش را داشت یا نه؟

ای کاش شخصیت قدرتمندی داشتم که فقط تایید درونی برایش کافی بود.

شاید بسیاری از کارهایی که دخترها یا حتی پسرهای امروزی می کنند برای دریافت تایید یا نگاهی تحسین امیز است. برای اینکه نشان دهند هستند، مهم هستند و دیگران باید به انها توجه کنند.

ولی افسوس که هر کسی نمی تواند رتبه اول کنکور، نفر اول المپیاد یا قهرمان المپیک شود.

برادرم همیشه می گوید عشق به یک دختر، مرد را قوی می کند.

نمی دانم ایا حق با اوست یا نه؟

ولی می دانم که عشق زمینه لازم را برای یافتن ان تایید درونی که به دنبالش هستم هموار می کند.

دیگر برایت مهم نیست که همه دنیا به تو توجه کند، زیرا اکنون داشتن توجه یک نفر برایت کافی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 18:57  توسط زن پژوه   | 

تاثیر واژه ها

واژه ها را دوست دارم. به نظرم کلمه ها بیانگر دیدگاه ما به زندگی هستند. زمانیکه احادیث را از فارسی به انگلیسی ترجمه می کردم متوجه این موضوع شدم. در ان زمان ناچار شدم به عنوان معادل "رستگار" از کلمه prosperous استفاده کنم. رستگاری به معنای رستن و رها شدن است اما prosperity به معنای برخوداری از نعمت ها و موهبت ها. جالب است که انگلیسی ها خوشبختی را در داشتن می دانند و ما در دل کندن و رها شدن از دنیا و چه بسا قناعت.

اخیرا یکی از دوستان از کلمه سرلخت برای خانم هایی که موهای سرشان پوشیده نیست استفاده کرد. لخت در فرهنگ ما بار معنایی منفی دارد و ضرورت پوشاندن را می رساند. فکر نمی کنم هزاران زنی که در دنیا اعتقادی به حجاب ندارند خود را سرلخت بدانند.

شاید یکی از علت هایی که اسم خودم را از فرسوده جان به زن پژوه تغییر دادم نیز همین بود

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 4:3  توسط زن پژوه   | 

تغییر نام

با خودم فکر کردم گرچه در این دنیا کامران و کامکار و کامروا نبوده ام اما اسمی چون فرسوده جان نیز برازنده جوان رعنا (یا به قول یکی از دوستان: اعتماد به نفس کاذب در حال تحرکی) چون من نیست. بنابراین از انجایی که به تاثیر واژه ها روی ضمیر ناخوداگاه مخاطب اعتقاد دارم تصمیم گرفتم نام جدیدی را برگزینم که بیشتر گویای حال من و وبلاگ من باشد. بنابراین نام زن پژوه را بر می گزینم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 19:2  توسط زن پژوه   | 

ماجراهای من و مادر

به مادرم می گویم عرفان زود زن گرفت.

می گوید عرفان بدبخت شد.

می گویم کسری، محمد و مجتبی چهارده تا سکه مهریه زنشان کردند.

می گوید انان استثناء هستند.

می گویم برایم زن بگیر؟

می گه صبر کن مادر حالا دیر نمی شه.

به انواع اعتقادات دینی اش متوسل می شوم تا از اینکه برام زن نگرفته احساس گناه کنه

تاثیری نداره با همان صبر و طمانینه همیشگی اش می ره خواستگاری.

با محاسبات من احتمالا زن گرفتن من می افته برای بعد چهل سالگی ان شائ الله!

مادر جان،جزاک الله خیرا.


+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 19:48  توسط زن پژوه   | 

دین واقعی

هر کسی برای شناسایی افراد دیندار نشانه های مد نظر خود را دارد. عده ای مثل مادر من، رعایت حجاب و نماز خواندن را نشانه اعتقاد دینی می دانند. برخی معتقدند حضور در هیات ها، مساجد و جلسه های مذهبی نشان دهنده تدین است. برخی نیز عمل به مستحبات مانند خواندن زیارت عاشورا، نماز شب و انواع دعاها مانند کمیل، ندبه و ... را نشانه ایمان می دانند.

البته شکی نیست که همه اینها می تواند علامت دینداری و اعتقاد فرد باشد اما خود من به این نتیجه رسیده ام که مسلمان واقعی کسی است که دیگران از دست و زبان او در امان باشند. یا به قول محمد نبی:

«المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه»

بسیاری از معضلات اجتماعی ما به همین یک جمله ساده بر می گردد زیراب زنی، تهمت زدن، بدگویی کردن، غیبت کردن، ازار و اذیت همسایه، انواع ظلم به زیردستان و ... همگی از مصادیق ازار با دست و زبان است.

اما افسوس که هیچ کسی بی ازاری را نشانه دینداری نمی داند بلکه از نظر مردم ما این نشان دهنده پپه بودن، سادگی و حماقت است.

پی نوشت: باز هم اگر مردی با محاسن دیدید که اثر مهر روی پیشانی اش بود یا احیانا زنی که یک چشمی رو گرفته بود بگویید اینها مومن و با خدا هستند!

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 19:17  توسط زن پژوه   | 

قلبی از طلا

دوستی می گفت زن ها مثل یک کشور خارجی هستند. زمانی که فکر می کنی ان را شناخته ای باز ابعاد جدیدی از انها نمود پیدا می کنه که تا به حال انها را نمی دانستی.

با توجه به نظرهایی که دوستان برام ارسال کردم لازم دیدم برخی مسائل را توضیح بدم:

اول انکه کسی قصد نداره حجاب را بی ارزش جلوه بده. کما اینکه در اخرین پستم به نوعی اشاره شده است که حجاب برای زنان متاهل یک ارزشه و در ضمن باعث استحکام خانواده هم می شه.

من فقط می خوام بگم با فراهم شدن زمینه شناخت بهتر برای دختر و پسر، قبل از ازدواج یا بهتر بگم قبل از عقد، انها می توانند انتخاب دقیق تری داشته باشند. شما زمانی که می خواهید لباسی را بخرید ابتدا ظاهر و رنگ ان را می پسندید بعد بررسی می کنید که ایا از جنس خوبی درست شده یا نه. خلاصه اینکه برای چیزی که می خواهید نهایتا یک سال بپوشید وسواس نشان می دهید. چطور می توان برای انتخاب همسری که قرار است یک عمر با شما زندگی کند و در غم و شادی مونس شما باشد نباید وسواس نشان داد و در اینجا دیگر ظاهر نیست که اهمیت دارد بلکه منش و شخصیت است؟

البته من هرگز منکر منش و شخصیت نمی شوم زیرا رفتار فرد بسیار مهمتر از ظاهر او است. و به قول باز هم اقای محدث خودمان: چه بسیارند دختران نه چندان زیبایی که قلبی از طلا دارند.

Heart of Gold  

Neil Young
- March 1972 -

I want to live,
I want to give
I've been a miner for a heart of gold.
It's these expressions I never give
That keep me searching for a heart of gold
And I'm getting old.
Keeps me searching for a heart of gold
And I'm getting old.

I've been to Hollywood
I've been to Redwood
I crossed the ocean for a heart of gold
I've been in my mind, it's such a fine line
That keeps me searching for a heart of gold
And I'm getting old.
Keeps me searching for a heart of gold
And I'm getting old.

Keep me searching for a heart of gold
You keep me searching for a heart of gold
And I'm getting old.
I've been a miner for a heart of gold.
.
این مهربانی، خوش برخوردی و قلبی از طلا است که هر انسانی را حتی اگر مثل سنگ خارا هم باشه، نرم و مجذوب خودش میکنه.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 8:45  توسط زن پژوه   | 

آنا

خواهرم می گفت در دوران دانشجویی یک همکلاسی یهودی داشته به نام انا. یک بار از او پرسیده انا، در دین شما پوشش خانم ها به چه شکلی است. انا پاسخ داد ما قبل از ازدواج حجاب نداریم تا پسران جوان بتوانند دختران ببینند و انها را به عنوان همسر خود بپسندند اما بعد از ازدواج چون متعلق به همسرمان هستیم دیگر پوشش را کاملا رعایت می کنیم.

پی نوشت: نمی دانم گفته انا تا چه حد صحت دارد؟ ایا یهودیان در همه جای دنیا به این شیوه عمل می کنند یا فقط در ایران اینگونه است؟ اما گفته این دختر یهودی به نظر منطقی می رسد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 15:23  توسط زن پژوه   | 

توتم و تابو----پیدایش ادیان

فروید کتابی به نام توتم و تابو دارد که در آن زندگی مردم ابتدایی را تحلیل می کند،و داستانی را برای پیدایش ادیان مطرح می کند. پریچارد این نظریه را داستان محض و «قصه پریان» می نامد. به نظر فروید، انسان ابتدایی، در رمه آغازین زندگی می کرد. این رمه تشکیل می شد از نری مسلط که پدر بود و تعدادی از ماده ها را در انحصار خود داشت. این پدر نیرومند، پسران خود را از ماده ها دور نگه می داشت. روزی این پسران متحد شده پدر مسلط را کشتند و سپس آن را خوردند. دلیل این آدم خواری به نظر فروید این بود که آنها اعتقاد داشتند با خوردن قربانی، نیرو و قدرت او را به دست می آورند. بعد از مدتی، آنها از عمل خویش پیشیمان شدند و برای جبران و کفاره عمل خویش دو ممنوعیت را ابداع کردند: یکی این که نمادی به صورت یک نوع حیوان را به جای پدر گذاشتند؛ این نماد همان «توتم» است. برادران خوردن حیوان توتمی را حرام اعلام کردند، و دیگر این که ازدواج درون گروهی را حرام کردند و با تحریم ماده های آزاد شده بر خود، از ثمرات پیروزی شان چشم پوشی کردند. فروید این پدر کشی را «نخستین جنایت تاریخ» می نامد و دین توتمی (یا توتمیسم) را نتیجه ی همین جنایت می داند. برادران، آیین توتم را از این رو ابداع کردند تا دیگر بار به عمل پدر کشی دست نیازند. دین توتمی از احساس گناه و تلاش برای پرداخت کفاره و جبران سرچشمه می گیرد. به نظر فروید، این عوامل در ریشه ی همه ی ادیان بشری قرار دارد. همه ی ادیان بعدی در واقع کوشش هایی برای حل این مسئله اند و تنها از جهت مرحله فرهنگی که این کوشش در آن صورت می گیرد و راه حل های اتخاذ شده با یکدیگر تفاوت دارند.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 6:30  توسط زن پژوه   | 

حجاب

درباره حجاب مطالب زیادی گفته و نوشته شده است. عده ای با استناد به ایه قران و احادیث می گویند منظور از جلباب در ایه 59 سوره احزاب همان چادر است و تنها این پوشش حجاب کامل زن محسوب می شود. اما عده ای نیز چادر را پوششی غیر بهداشتی و محدودیت اور می دانند.

من نمی خواهم درباره اینکه ایا حجاب محدودیت است یا نه بحث کنم. من فقط  چند سوال بسیار ساده  دارم؟

اگر خداوند نمی خواست که زیبایی ظاهری (موها و اندام بدن) زن برای مرد جاذبه ای داشته باشد، اصلا چرا شهوت جنسی را در وجود مرد قرار داد؟

اگر بگوییم شهوت جنسی فقط برای بعد از ازدواج، تولید مثل و حفظ کانون خانواده است انگاه نقش این نیروی عظیم را در  زندگی مجردها و به عنوان انگیزه ای برای تشکیل زندگی مشترک نادیده گرفته ایم.

اگر قرار بود فقط به زیبایی های اخلاقی و روحی زن توجه شود و زنان پیش از ازدواج کاملا خود را بپوشانند و مرد فقط از روی چهره زن و اخلاق و صفات نیکو (که ان هم باید سر جلسه خواستگاری انها را تشخیص دهد) زن را بپسندد، پس نقش شهوت جنسی در تشکیل زندگی مشترک چیست؟

ایا زن و مردی که یکدیگر را به عنوان همسر انتخاب می کنند، نباید برای یکدیگر جاذبه جنسی داشته باشند؟


              مگر داشتن چهره، تفاوتی هم می کند؟

                                                     این زیبای های روحی و اخلاقی است که باید ملاک قرار بگیرند

                                                                            نه زیبایی ظاهری!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 21:10  توسط زن پژوه   | 

درد مجردها

نمی دانم ایا شما هم سریال FRIENDS را که به مدت ده سال در امریکا پخش می شد، دیده اید یا نه؟

در یکی از قسمت های ان، یکی از شخصیت های سریال به نام راس متوجه می شود که میمون دست اموزی که به عنوان حیوان خانگی نگه می دارد مدام از چیزهایی مانند جالباسی یا حتی پای انسان اویزان می شود یا به اصطلاح humping میکند. با جویا شدن علت در می یابد که این میمون به بلوغ جنسی رسیده و این رفتار حیوان نیز با گذر زمان تشدید می شود. به همین علت راس حیوان را به یک باغ وحش تحویل می دهد تا با جنس ماده خود در تماس باشد.

پی نوشت: ای کاش در کشور ما نیز به اندازه یک صدمی که برای این میمون مجرد ارزش قائل شدند برای جوان های مجرد ارزش قائل می شدند. اخه جوان های مجرد ما تا کی باید بالش هایشان را بغل کنند؟


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 18:48  توسط زن پژوه   | 

ازدواج گریز

دوستی دارم به نام پویا که نه تنها ازدواج گریز بلکه ازدواج ستیز است. از نظر او از میان دختران امروزی 99% بی وفایند. او می گوید زنان به همسران خود به چشم شیئی می نگرند که باید نیازهای مادی و جنسی انها را براورده کند. برای اثبات حرفش نیز مهریه های کلانی را مثال می زد که دختران و خانواده هایشان در همان مراحل اولیه خواستگاری تعیین می کردند.

پی نوشت: نمی دانم اگر پویا از دختر مورد علاقه اش رکب نخورده بود باز هم این حرف ها را می زد یا نه.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 17:44  توسط زن پژوه   |